دانلود رمان دختر ابلیس PDF با لینک مستقیم

دانلود رمان های جدید | نایس بانو

نویسنده عزیز . برای پخش رمان خود در سایت های نایس بانو ، آوای خیس و اسکین 98 به آیدی paribano79@ در تلگرام ارتباط برقرار کنید.
یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰
دانلود رمان معشوقه شیطان PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان معشوقه شیطان PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان سیاه بازی PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان سیاه بازی PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان پرستار هات من PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان پرستار هات من PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان سکوت تلخ PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان سکوت تلخ PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان برزخ بازوانت PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان برزخ بازوانت PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان معشوقه رئیس PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان معشوقه رئیس PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان برگ ریزان PDF با لینک مستقیم
دانلود رمان برگ ریزان PDF با لینک مستقیم

دانلود رایگان رمان دختر ابلیس PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

بدون سانسور قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوترنویسنده رمان.الینا و آیدا

چکیده ای از رمان.

داستانه ما راجب یه دختره مغرور و نترسه ……و کمی هم قد

و شیطون … این دختر قصه ما پدر مادرشو تو یه تصادف از دست میده …و

زندگیش دگرگون میشه خودش خانم خودش میشه…… حرف زور تو کتش

نمیره …بخصوص اگه پسر باشه … این دختر خانم ما یه پارتی دعوت میشه

و میره …که تو پارتی یه شخصیو میبینیه…این شخص بهش یه پیشنهاد

میده که زندگیشو زیرو رو میکنه ……… دانلود رمان دختر ابلیس
با صدای گربم از خواب بیدار شدم . بھ اولین چیزی کھ نگاه کردم گوشیم

بود .ساعت
چھار بعد از ظھر بود …باید برای پارتی اماده میشدم…
بھ سمت حموم رفتم…سرمو بردم زیر دوش آب و تا تونستم داغش کردم

…شاید داشتم
خودمو مجازات میکردم…..)من گناھکارم(
میخوام ببینم جھنم چقدر داغھ…تمام پوستم از درد میسوخت …بعد چند

لحظھ از زیر
دوش اومدم بیرون…
صدای شرشر اب ھنوز تو مخم بود…رفتم جلوی ایینھ و بخار رو کنار

دادم…بھ قیافم
خیره شدم ….سفید و بیروح بودم…
بالای دندونام و ابرو و گوشم سوراخم ھای پرسینگ خود نمایی

میکرد….چشمام
درشت مشکی بود و بینی متوسط قلمی داشتم…
لبای کوچیک و گوشتی کھ جذابیتمو چند برابر میکرد….اروم اروم از اجزای صورتم
پایین اومدم…تتوی بالای سینم ھمراه سلیب خونی..
)….(son of the luciferیاده گذشتھ ھام افتادم …اه…لعنتی…اره من
)گناھکارم(….دست از نگاه کردن خودم برداشتم…….
یک حولھ دور خودم پیچیدم و از حموم بیرون اومدم….. کنار پام احساس قلقلک
کردم…. پایینو نگا کردم…گربم بود .

15,988 بار دیده شده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 1 - در انتظار بررسی : 4
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

parinice
آنیتا
پنج‌شنبه , 5 دسامبر 2019
پاسخ

سلام رمان قشنگیه ولی مرتب نیست
بعضی حاها انگار پارت ها قاطی شده از اینور پریده اونور
بعضی جاها معوم نیست کجا داره کذشته رو میگه و کجا اینده رو ولی من موضوعشو دوست دارم فقط یکم مرتب بشه همژن
ممنون از نویسنده